تبلیغات
¿¡(Galaxy Mix Paty:)¡¿ - نخند لعنتی...:)
☕☂دنــــــــــــــیا قاطی پاتـــــــــــی که میگن اینــــــــــــــجاس☂☕

نخند لعنتی...:)

شنبه 14 مرداد 1396 12:13 ب.ظ

نویسنده: (:...çhãňğįņğ...:)
موضوع:


-نخند لعنتی....

صدای خنده هایش بلند میشه...

-نخند دیگه!اینجوری نخند لعنتی!

یادش میاد...لحظه ای که همدیگه رو بقل کرده بودنو و خداحافظی میکردن

مشتاشو به دیوار میکوبه .آب سرد روی صورتش باز میکنه اون لحظه دوباره توی ذهنش میاد.

به دختر توی آینه خیره میشه:نخند لعنتی...تو حق نداری باهاش بخندی...

حق  نداری!هق هق میکنه و دستشو محکم به آینه میکوبه...

خورده شیشه های آینه روی دست...

صدای هق هق گریه...

صدای مرور خاطرات پر از درد...

صدای مشتا روی دیوار...

کشیده شدن تیغ روی دست...

کسی که کنارش زانو میزنه....بغلش میکنه...صدای مبهمه تو چیکار کردی؟

صدای شرشر آب....صدای گریه ی کسی که کنارش نشسته و گریه میکنه...

صدای کسی که کنارش نشته و رویاشه،و میگه ترکم نکن

لبخند میزنه...رویاش دم مرگ هم ولش نمیکنه...

چشماش رو میبنده و نفس هاش قطع میشه...

غافل از این که اون رویا بالای سرش نشسته و هق هق میکنه....و برای موندن کسی که سال ها مخفیانه عاشقشه التماس میکنه....

تو با خودت چیکار کردی....

کپی برداری از متن بالا کاملاااا ممنوع میباشد خودمو دوستم نوشتیمش

این متن در رابطه با داستانمه...

اون عکس هم مثلا عکس کاترینه (همون نیک)عکسو پیدا کردم و زنگشو عوض کردم...

داستانم آپ شد حتما بخونیدش قسمت دوم آمادست وقتی که نظر دادید میزارم...

+

نظر سنجی جدید گذاشتم حتما شرکت کنید



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 14 مرداد 1396 12:25 ب.ظ



]