STRANGER WORLD!

Everything is BLUE:)

زشتِ زشت!
پنجشنبه 1 شهریور 1397 | 08:28 ب.ظ
متنفرم از اینکه مدام ازم میپرسن چرا منزویم و از خونه بیرون نمیرم
متنفرم از اینکه مدام ازم بپرسن چرا به مهمونیا نمیرم و چرا از مهمونیا متنفرم
میدونید چرا اینطوری؟چون دنیا زشته،آدماش هم زشتن،حرفاشون هم زشته
اونا میگن باید بین اجتماع باشی و ارتباط برقرار کنی تا بتونی زندگی کنی و از بقیه و تجربیاتشون درس بگیری
چرا منِ لعنتی توی صورتشون داد نمیزنم اشتباه میکنین؟
اشتباه میکنین لعنتیا...اشتباه میکنین!
اونا منو نمیشناسن،هیچکدومشون.فقط اسممو میدونن و چیز های بدردنخوری که توی شخصیتم هیچ تاثیری نداشتن
اونا میدونن من قدم کوتاهه،میدونن همش لبخند میزنم و همش کمرم درد میکنه
اما خب وات دا فاک!؟
این دلیل نمیشه که مثل پرفسور ها جلوم بشینن و طوری نصیحتم کنن که انگار تا اعماق زندگیمو مشکلاتمو میدونن!
اونا پوچن خب؟پوچِ پوچ!
کی گفته توی اجتماع بودن خوبه هان؟آووووو ببخشید یادم نبود
تو اجتماع بودن انقدر خوبه که باعث میشه صد نفر دلتو بشکنن
تو اجتماع بودن انقدر خوبه که باعث میشه دروغگو شی
تو اجتماع بودن انقدر خوبه که هم قضاوت میکنی و هم قضاوت میشی
تو اجتماع بودن و ارتباط برقرار کردن انقدر عالیه که بعد از یه مدت دیگه خودتو نمیشناسی!
منزوی نبودن چقدر خوبه ،هاع؟البته اگر همه ی اینا رو فاکتور بگیریم
این آدما فقط حرف میزنن،هیچی نمیدونن،هیچی تجربه نکردن،پوچن پوووووووچ!
من نمیخوام به مهمونیا بیام که ازم در مورد زندگیم بپرسن و فضولی کنن
من نمیخوام به مهمونیا بیام که منو از روی لباسم یا خندیدنم و مدل حرف زدنم قضاوتم کنن
من نمیخوام به مهمونیا بیام که همه برام ادامه دوستو در بیارن در حالی که حتی واقعا منو نمیشناسن
من نمیخوام به مهونیا بیام تا بخشی از اون آدمای پوچ باشم!
نمیخوام بیرون برم،نمیخوام با آدمای جدید آشنا شم،نمیخوام فامیلامو بشناسم،نمیخوام ارتباط بر قرار کنم!
من نمیخوام با آدمای زشتی حرف بزنم که آخرش ناراحتم میکنن
آدمای قشنگ توی این دنیا کم پیدا میشه
"من ترجیح بدم با این چند تا آدمای قشنگ حرف بزنم و منزوی باشم تا اینکه با هزاران آدم زشت و پوچ صحبت کنم و اجتماعی باشم!"
میشنوین آدما؟فاک به همتون!من میتونم تنها زندگی کنم
نیازی به نصیحتا و لبخنداتون ندارم چون شما ها بدرد نخورین
شما ها هیچی نمیدونین هیچی نمیفهمین هیچی درک نمیکنین!
خفه شید خفه شید خفه شید خفه شی خفه شید خفه شید خفه شید خفه شید!
این یه دلنوشته نیست،فقط باید حرصمو یه جوری خالی کنم
و حیف که نمیتونم اینا رو توی خیابون تو روی آدمای زشت داد بزنم!
اونا زشتن چون همش دارن با بقیه حرف میزنن و باهاشون ارتباظ برقرار میکنن و از تجربه های اونا استفاده میکنن
اونا خودشونو گم میکنن و میشن یه آدم پوچ که فقط از روی اطلاعات و تجربیات دیگران نظر میدن
با این همه ادعا این همه قضاوت و فضولی میکنن
خودشیفته های احمق...فکر میکنن خیلی میدونن!ازشون متنفرم
این آدمای زشت...فقط حرف میزنن و ادعا دارن!یه روز میرسه که توی صورتشون داد میزنم فاکیاااا پس اون همه ادعا و زر زر رفت روی هوا؟
لامصبا حرف هزاران سال تجربه و فرهنگ و تمدنتونو میزنین و تا یه موردی پیش میاد همشونو میگوزید میفرستید هوا؟
وات ده فاک؟!؟!؟!؟
اگه میخوای فقط ادعا کنی و بعدش هم قضاوت کنی هم فضولی هم غیبت...خب برو بمیر!
من شخصا معذرت خواهی میکنم از این همه حرف...اما باید یه چیز مهمو بهتون بگم!
اگه شما هم یکی از این آدما هستید...خب برید بمیرید!چون به هیچ دردی نمیخورید
مهم نیست اگر با استعداد و باهوش هم باشید...چون با این مشخصات همه ی نکات مثبتتون گوز میشه میره هوا
هوففففففففف:/

   
DEAR STRANGER...! | کـامـنـت()