STRANGER WORLD!

Everything is BLUE:)

زیبایی ها و زشتی ها
دوشنبه 12 شهریور 1397 | 07:44 ب.ظ
میدونید...وقتی میگم آدم های زشت،منظورم آدمهایی با صورت های داغون،اندامی درشت و چاغ، و دست های زمخت نیستن

و وقتی میگم آدم های قشنگ،منظورم کسایی نیستن که با  چشمهای آبیشون بهت نگاه میکنن و صورتشون دماغ کوچیک و لب های زیباشونو به رختون میکشه،اندام زیبا و رو فرمشون شما رو به حسادت میندازه وبا لبخندشون عاشق چهرشون میشید.

منطورم اینه،زیبایی آدم ها به درونشونه،این جمله خیلی تکراریه و مطمئنم همتون هزاران بار شنیدینش.خیلیاتون هم قبولش دارین ولی خب...هیچکدوممون نمیتونیم فراموش کنیم که بعضی وقتا با یکسری آدم همصحبت نشدیم چون ظاهر قشنگی نداشتن...

و من میخوام بهتون بگم کی قشنگه،بهم گوش میدی؟

اون دختر خیلی چاغ بود،دستهای زشتی داشت و بدنش پر از مو بود و به موهای زائد صورتش دست نزده بود،ابر های نامرتبی داشت و کلی جوش،دماغ خپل و گنده اش هم اولین چیزی بود که توی ظاهرش به چشم میخورد.اون کسیو نداشت چون هیچکی به خاطر ظاهرش باهاش دوست نمیشد،اما در عوض عقده ای هم نداشت و دلش پاک بود،مهربون بود و اگر بهش تنه میزدی سرت هوار نمیکشید و همیشه با لبخند نگاهت میکرد.این آدم قشنگ بود

اون یکی دختر خوشگل بود،چشمهای سبز با رگه های از آبی و هاله ی خاکستری ،موهای قهوه ای روشن با رگه هایی از رنگ مشکی،دماغی صاف و کوچیک،لب های صورتی،قد نسبتا بلند و اندامی زیبا،دست های ظریف و صدایی قشنگ...همه ی اینا مشخصات اون بودن.اما من هیچوقت زیبایی های اون رو ندیدم ، هر وقت کنارش میشستم یه دختر خیلی زشتو میدیدم که صدای رو اعصابی داره و چشمهاش به صورتش نمیان،جنس موهاش احمقانه بود و لب هاش زیادی گنده،دماغی زیادی صاف ،بدنش زیادی عضلانی بود و خیلی چاغ نشونش میداد و اون یه جوری بود خب...خیلی خیلی زشت!نه نه نه ،من حسودیم نمیشد.میدونی چرا اینجوری میدیدمش؟چون بعد از سلام و احوال پرسی بلافاصله شروع به غیبت کردن پشت سر دیگران میکرد و مدام همه رو مسخره میکرد،مردمو توی خیابون نگاه میکرد و به تیپ و قیافه و هیکل و...همه ی زندگیشن میخندید و تیکه مینداخت،توی دعوا ها همیشه مقصر بود ولی به جای معذرت خواهی چرت و پرت میگفت و اشتباهشو قبول نمیکرد و پررویی میکرد و باز هم در کمال پررویی با افتخار دعواشو برامون توضیح میداد،مغرور بود و فقط خودشو میدید و از خودشیفتگیش هم که...نگم براتون!و بعد از همه،ادعا داشت!وای خدایا ادعاهاش...دلم میخواست از وسط نصفش کنم!و آره...اون فقط ظاهرش هم زشت نبود.

خب،مقدمه ی طولانیی بود ها؟مسخرس،این همه حرف زدم که خودمو توصیف کنم!


من زشت نیستم

خوشگل هم نیستم

من قدم نسبتا کوتاهه،نسبت به آدما تقریبا مهربونم

موهای خیلی خیلی لختی دارم،همیشه شوخ طبعم و شوخی میکنم

چشمای قهوه ای و کشیده ای دارم با مژه های بلند،بعضی وقتا زیادی حرف میزنم

موهام قهوه ای هستن با رگه های طلایی،زیاد لبخند میزنم و میخندم

دماغم یه قوز داره و زیاد خوشگل نیست،سریع با آدما گرم میگیرم

اندام لاغری دارم،دوست دارم به همه کمک کنم

دست هام خیلی زشتن چون تپلی تر از چیزین که باید باشن،با اکثر آدما خیلی مهربونم

ناخن های خیلی کوتاهی دارم و انگشای دستم کمی کجن،سعی میکنم زیاد پشت سر کسی غیبت نکنم

شکم صافی دارم و در حال سیکس پک در آوردنم،بعضی وقتا ناخواسته آدما رو ناراحت میکنم

پشتم یه قوزِ داره که باعث میشه همیشه کمردرد داشته باشم،کمی کینه ای هستم

پاهام لاغر و کمی عضله این،دوست ندارم کسیو قضاوت کنم

دستام همیشه توی جیبمن جون نمیدونم باید موقع راه رفتن باهاشون چیکار کنم!،اعتماد به نفس معمولی دارم

کمی غب غب دارم که اکثرا معلوم نیست،عاشق دوستامم و همیشه ازشون دفاع میکنم

لباهای کوچولو و صورتی دارم،سعی میکنم زیاد فحش ندم که کسیو ناراحت نکنم

صورتم گرده،هیچوقت با کسی دعوا نمیکنم و الکی بحث راه نمیندازم و همیشه سعی میکنم کم حاشیه باشم

ابرو هام زیاد مرتب نیستن اما خیلی هم پر نیستن،خجالتی ام تقریبا

هنوز اجازه ندارم سیبیلمو بزنم ولی اونا زیاد تو چشم نیستن،همیشه فعل و و فاعلو برعکس میگم و عجیب حرف میزنم

ترقوه های استخونی و مشخصی دارم،بعضی وقتا خیلی خل و چل بازی در میارم

سینه هام بزرگ نیستن اما باسن گنده ای دارم(ولی ازش بدم نمیاد)،بعضی وقتا کتابی حرف میزنم

دو تا چال کوچولو هم دارم،سعی میکنم آدم خوبی باشم ولی بعضی وقتا آدماییو ناراحت میکنم

لب هام همیشه سرخن،فکر کنم باهشوم چون هیچوقت معدلم پایین تر از نوزده نبوده اما بعضی وقتا هول میشم و احمق بازی در میارم!

من خیلی وقتا عجیبم،هم درونم و هم ظاهرم،اکثرا مردم ازم خوششون میاد،لخن حرف زدنم عجیبه و یه لحجه ی ناکجا آیادی دارم

بعضی وقتا مغرور میشم و دلم نمیخواد آدم بدی باشم،و...

من زشتم؟


   
DEAR STRANGER...! | کـامـنـت()