تبلیغات
STRANGER WORLD - چطور میتوان فراموش کرد این همه نفرت را اما؟

STRANGER WORLD

چطور میتوان فراموش کرد این همه نفرت را اما؟
سه شنبه 6 آذر 1397 | 01:49 ب.ظ

http://s8.picofile.com/file/8344023442/The_Hate_U_Give_2018.jpg

چرا من هنوزم دارم در موردت فکر میکنم؟
چرا هنوزم نگرانتم؟چرا هنوزم منتظرتم؟
چرا انقدر احمقم که هنوزم اهمیت میدم؟
تو برات مهم نیست.همه کلمات پنهان در اعماق قلبتو به زبون اوردی و در اخر با دلی خالی شبتو گدروندی و خواب هفت پادشاه رو دیدی
ولی برای من هنوزم مهمه.
و من هنوز کلی کلمه از اعماق تا سطح قلبم دارم که برات بگم
و شب رو هم با چشمهایی باز و دیواری که به حالم دلسوزی میکرد گذروندم
تو به من گفتی که قلبتو شکستم
گفتی و گفتی و گفتی
و من حتی نفهمیدم در مورد چی حرف میزدی!
و بعد....ناگهان تمام عشقی که در بارت داشتم به کینه ای آبی رنگ تبدیل شد
چون من کسی نبودم که قلبتو شکستم
این خودت بودی که یه چکش برداشتی و صاف کوبیدی وسط قفسه سینت
چکشی که حتی متعلق به رویاهای منم نبود
تو به من گفتی که دارم بهت میخندم
در حالی که من کل شب رو گریه کردم
چون منو تنها گذاشتی
و من چندین روز با خودم کلنجار رفتم که بهت اهمیت نمیدم و فراموشت میکنم.چون خودت خواستی
کدوم فراموش کردن؟کدوم فراموش کردن!؟
من خیلی سعی کردم بهت اهمیت ندم و فراموشت کنم.سعی کردم بهت فکر نکنم چون تو ازم اینو خواستی
و من ضعیف تر از این بودم که قبولش نکنم
 پس بهت اهمیت ندادم
من بهت اهمیت نمیدم
ازت بدم میاد 
تو تنهام گذاشتی بی دلیل انگار
بهت اهمیت نمیدم برام مهم نیستی بهت فکر نمیکنم حتی چهره ات و صدات رو هم فراموش کردم
اما 
اما 
اما
اما
اما
اما
اما
اما
اما!
اما حواست باشه شب که میخوابی پتوت رو درست بکشی روت تا سرما نخوری
اما کتاب بیشتر بخون تا خوشحالتر باشی
اما درساتو خوب بخون که خوشبخت شی
اما قول بده خل و جل بازی در نیاری تا اسیب نبینی
اما دیگه انقدر تا ساعت چهار صبح بیدار نمون تا کمبود خواب نگیری
اما یکم خاطره بنویس تا دلت خالی شه
اما بعد از من یه دوست دیگه پیدا کن تا که تا ساعت چهار صبح باهات خل و چل بازی در بیاره
اما قول بده بعد از من یه دوست دیگه پیدا کنی که اینجوری باهاش غیبت و فن گرلی کنی
اما قول بده که دیگه گریه نکنی تا چشمای قشنگت قرمز نشن
اما خوب باش...به من قول بده که خوب باشی
اما حواست باشه که توی این روزا لباس گرم بپوشی تا مریض نشی
اما راستی...دلم برات تنگ شده
اما درستو درست بخون تا بتونی به آرزوت برسی
اما سعی کن آدمارو بیشتر دوست داشته باشی چون تو با ارزش تر از این حرفایی و اونا باید درکش کنن
اما من قراره هیچوقت بهت نگم که هنوزم توی کلاس درس به جای گوش دادن به درس چهره ی تورو نقاشی میکنم
اما قرار نیست بهت بگم چقدر هنوزم برام با ارزشی
اما قرار نیست هیچوقت بفهمی هنوزم صدای تو رو توی سرم میشنوم
اما قرار نیست بهت بگم من نمیدونم چرا ازم بدت میاد!
اما نمیخوام بهت بگم اونی که همیشه پیاز داغشو زیاد میکنه منم نه تو!
اما نمیخوام بهت بگم من بهت گفتم قوی باش...اما اونی که ضعیفه خودمم!
قرا نیست هیجوقت بفهمی وقتی بهم گفتی" احتمالا داری به حرفام میخندی"،من داشتم گریه میکردم
قرار نیست هیجوقت بفهمی من هنوزم منتطرم تا برگردی و بهم بگی تا این یه شوخی بوده
قرار نیست بدونی من هنوزم دوستت دارم
و اما
و اما 
و اما
و اما
من
دلم 
برات
تنگ
 شده:)
و اما تو دلیلی هستی که یک ساعته دارم براش مینویسم
و اما تو همونی هستی که من دلتنگ فرفریاشم!
و اما  تو اولین دلیلی هستی که باعث شده انقدر با خودم کلنجار برم
و اما رفتن تو تنها چیزی بود که باعث شد ساعت ها بشینم پاش و با بی هدفی بنویسم
و اما من ضعیف تر از اینام!
هستم...من ضعیفم...ضعیف هستم...ولی تو قوی باش خب؟
و تو...اگر یوقت دیدیش بهش بگو رانا میگه دلش برات تنگ شده
بگو رانا خیلی احساس تنهایی میکنه بدون تو
بگو رانا هنوزم اون استیکر تیلور سویفت رو برات نگه داشته
بگو رانا هنوزم دوست داره
بگو با اینکه یه ترک بزرگ روی قلب تازه ترمیم شده ی رانا انداختی...ولی هنوزم دوست داره
بگو با اینکه ازت ناراحته اما ازت بدش نمیاد
بگو با اینکه نمیدونه باهات چیکار کرده و چرا ازش ناراحتی و ازش بدت میاد....بازم متاسفه
بگو دلش برات تنگ شده
و همونطور که خواستی
بهت اهمیت نمیده
و بهت فکر نمیکنه
چهره ات رو فراموش کرده
و صدات رو به یاد نمیاره
و فراموشت کرده
درست همونطور که خواستی...!

   
DEAR STRANGER...! | کـامـنـت()